جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

384

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دارد كه رنج و كار كوچك او را بزرگ بشمارى و يا فرودستى و پستى كسى موجب شود كه تو كار بزرگ او را كوچك بشمارى » ! پس ، آبادى زمين و پاداش عادلانه براى كار ، دو اساس منطقى سالمى هستند كه على مىخواست جامعه سالم را برپايه آن دو استوار سازد . يك‌بار مردم يكى از ايالات ، به نزد وى آمده و گفتند : در سرزمين آنها نهرى بوده كه گذشت روزگار مجراى آن را خراب كرده و اگر از نو حفر گردد ، براى آنها سود بسيارى خواهد داشت و سپس از وى خواستند كه به عامل خود در آن سرزمين دستور دهد كه مردم آنجا را براى حفر نهر از بين‌رفته مجبور سازد . على موضوع حفر مجدد نهر را پسنديد ، ولى آنچه را كه درباره مجبورساختن مردم پيشنهاد كردند ، قبول نكرد و به عامل خود كه نامش « قرظة بن كعب » بود چنين نوشت : « اما بعد : گروهى از مردم آن سامان به نزد من آمده و گفتند كه در آنجا نهرى بوده كه خراب شده و از بين رفته است و آنان اگر آن را مجدداً حفر نموده و از نو احياء كنند ، سرزمينشان آباد گردد و براى پرداختن ماليات هم قدرت يابند تا بر بيت‌المال افزوده شود و از من خواستند كه بر تو بنويسم كه آنان را به كار وادار كنى و مردم را براى حفر نهر و كمك به آن ، گرد آورى . . . و به نظر من كسى را نبايد به كارى كه نمىخواهد ، مجبور ساخت ، آنان را به نزد خود بخوان ، اگر موضوع نهر آن‌چنان باشد كه تعريف كرده‌اند ، هركس كه بخواهد كار كند ، او را به‌كار دار و نهر بايد از آن كسانى باشد كه كار كرده‌اند نه كسانى كه در آن شركت ننموده‌اند . و البته من دوست دارم كه آنان آباد كنند و نيرو يابند نه آنكه ضعيف گردند . والسلام » .